دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

ديشب با خدا دعوايم شد ! با هم قهر کرديم ! فکر کردم ديگر مرا دوست ندارد....! رفتم گوشه اي نشستم, چند قطره اشک ريختم و خوابم برد ...! صبح که بيدار شدم مادرم گفت نميداني از ديشب تا صبح چه " باراني " مي آمد !

1392/04/01 - 11:42 در تنهایی من
بدون دیدگاه
دیدگاه غیرفعال شده است.

بازنشر

(3 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)