دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

اینجا جاییه که هیچکی لایکم نمیکنه... بخاطر نوشته ها ومزخرفاتم نظر نمیده ...این جا مرگ حکم فرماست ...اینجا "من "مرده است...

1392/04/02 - 00:53 در تايپ نويـس
21 ديدگاه
l__lNknOwN

مَنــم کلافمــ...مثه تردیدِ یه مداد برایـ نوشتن از تو

13 سال و 2 ماه و 30 روز و 5 ساعت و 29 دقيقه قبل
... UnKnoWn ...

منم کلافم مثه مادری که دخترش ازش پرسید : مامان عاشقِ کی بودی ؟

مادر تو دلش گفت : عاشقِ یکی بودم ولی اون بابات نبود ..

13 سال و 2 ماه و 30 روز و 5 ساعت و 28 دقيقه قبل
l__lNknOwN

کلافَمـــ...مثه بوقــ های ممــتد پشــت خطیات اونــ وقتاییــ که با منـــ حرفــ میزدیــ

13 سال و 2 ماه و 30 روز و 5 ساعت و 22 دقيقه قبل
... UnKnoWn ...

کلافم مثه مردی که کودکِ درونشو قربانیه بی تفاوتیش کرد ...

13 سال و 2 ماه و 30 روز و 5 ساعت و 21 دقيقه قبل
l__lNknOwN

کلافَــمـ...مثهــ سیگــاریـ که خاکسترشدهـ ولیــ هنو تودستـــته

13 سال و 2 ماه و 30 روز و 5 ساعت و 17 دقيقه قبل
... UnKnoWn ...

کلافم مثه دخترکی که موضوع انشا خنده بود / ولی اون نمیدونست چی بنویسه ...

13 سال و 2 ماه و 30 روز و 5 ساعت و 16 دقيقه قبل
l__lNknOwN

کلافــم...مثهــ غروبــای جمعهــ های ابری

13 سال و 2 ماه و 30 روز و 5 ساعت و 14 دقيقه قبل
... UnKnoWn ...

کلافم مثــ ِ پِدری که فهمید دخترش یه فاحشه َ س ..

13 سال و 2 ماه و 30 روز و 5 ساعت و 14 دقيقه قبل
l__lNknOwN

کلافمــ...مثه سربازی که باکلی ذوق نیم ساعت تو باجه واستاد تابه عشقش زنگ بزنه اما... خط طرفش اشغال بود

13 سال و 2 ماه و 30 روز و 5 ساعت و 9 دقيقه قبل
... UnKnoWn ...

کلافه مثه یه آدم برفی که میدونه آرزوهاش با خودش بزودی آب میشن ..

13 سال و 2 ماه و 30 روز و 5 ساعت و 7 دقيقه قبل
l__lNknOwN

کلافمـــ...مثه لبخنــد های تلخــه گوشه لبمــ

13 سال و 2 ماه و 30 روز و 5 ساعت و 5 دقيقه قبل
l__lNknOwN

کلافمـــ...مثه وقتایی که هزار بار شمارتو میگیرمو آخرش...کلیدقرمزرنگ لغو تماس...

13 سال و 2 ماه و 30 روز و 4 ساعت و 55 دقيقه قبل
... UnKnoWn ...

کلافه مثه کیبوردی که دوس نداره دستی روش بره تا بعضی حرفا تایپ بشه ..

13 سال و 2 ماه و 30 روز و 4 ساعت و 53 دقيقه قبل
l__lNknOwN

کلافمــ...مثه سه نقطه هایِ همیشگیهــ آخرِ نوشته هامــ...

13 سال و 2 ماه و 30 روز و 4 ساعت و 50 دقيقه قبل
... UnKnoWn ...

کلافه مثه آخرین برگِ رو درخت ..

مثه رفتگری که تنها رفقاش برگای خبابوناس ..

مثه اون دزد با معرفتی که خرج ِ خونوادش ُ میده ولی این روزا افتاده زندون ُ ...

مثه مردی که سکته کرد وقتی زنشو با یکی دیگه دید ...

مثه این رفتنای ِ بی دلیل بودنای ِ بی رنگ عاشقی از روی شهوت ...

مثه بی خوابی های تا اول صبح ..

مثه ناشناسی که الان عشقش با یکی دیگه رو تخت ِ .. (:

13 سال و 2 ماه و 30 روز و 4 ساعت و 40 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)