دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

پارسال اردوی مدرسه رفتیم شلمچه ساعت 11 شب خاموشی زدن اغا دیدیم یکی از بچه ها زیر پتو داره با یکی میحرفه ما هم که کنجکاو (فضول نه) رفتیم بالا سرش چون پتو روش بود متوجه ما نشد این متن صحبتهای ایشان: نفشم,عقشم,زندگی,میمیلم بلات!!!, منم دوشت دالم عجیجم و الی اخر! ما هم با خنده هایی شیطانی و موهایی بلند و اشفته توی تاریکی مطلق بالا سرش بودیم تا اینکه یهو پتو رو کنار زد و انچنان جیغ بنفشی کشید که نگو وقتی حالش جا اومد میگفت نه بابا دختر بوده!!!! والله من با دوستم که از اول ابتدایی تا سوم دبیرستان باهاش بودم نهایت کلمه محبت امیزی که بینمون ردو بدل میشد چیزی نبود جز......اخه اشغاااااااله بیشعوووور!!

1392/04/02 - 14:10
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)