سارا
. دیروز مامانم برای نهار یه مرغ درسته ی بزرگ رو گذاشته بود تو فر بعد برای اینکه خلاقیتش رو به رخ بکشه یه چندتایی بلدرچین کوچولو هم گذاشته بود کنارش و یه بلدرچین هم تو شیکمش ؛ خلاصه نشستیم سر سفره خواهرم قاشق رو زد تو سینه مرغه یوهویی بلدرچینه از توی شیکم مرغه پرید بیرون و چنان جیغ ۲۴رنگی زد که همسایه بغلی زنگ زد به آتشنشانی و ۱۱۰ ! بهش میگم چته ؟ میگه نیگا کن این مرغ بدبخت جوجه داشته تو شیکمش … هیچی دیگه از ظهر دارم تیکه های سفره رو که گاز زده بودم از لای دندونام در میارم ! .
سارا
بچه فامیلمون ۸سالشه صبح تا شب پلاسه خونه ما ؛ امروز همسایه مون اومده بود و راجب یه میوه ای شبیه انار میگفت که تبرک از یه جایی آوردن و هرکی خورده بچه دار شده ! این بچه م نه گذاشت نه ورداشت گفت مگه انارم حامله میکنه ؟ چی میگی شما ؟ منو میگی ؟ چشا چارتا ، فک مماس با کف زمین … ما بچه بودیم زنبیل مامانمونو بعد خرید چک میکردیم ببینیم داداش خریده برامون ؟
سارا
مورد داشتیم دختره دانشگاه قبول شده نمیدونسته چی بپوشه انصراف داده !
سارا
اگه میشد دانشمندا یه وسیله اختراع میکردند که از خروپوف برق تولید کنه الان بابام یه نیروگاه هسته ای محسوب می شد !
سلام ساررا جون ...خوش اومدی
13 سال و 4 ساعت و 2 دقيقه قبلسلام ساراجون

13 سال و 4 ساعت و 2 دقيقه قبلسلام سعیده و دنیای عزیزم مرسی از محبتون




13 سال و 3 ساعت و 31 دقيقه قبل