دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

دلم نوشتن خواست , فک کنم تو بیدارش کردی حسم ُ . . . @مشکی

1392/04/03 - 03:37 در روزنوشت
7 ديدگاه
✔ مــریم خانوم

خیلی وقته دلم ب نوشتن نمیره , ب روزنوشت نوشتن بسنده کردم ...

13 سال و 2 ماه و 27 روز و 10 ساعت و 51 دقيقه قبل
مشکی

آب ِ یخ ریختن روم..


این مث ِ این میمونه که کاری کنی به یه پیامبر وحی بشه

13 سال و 2 ماه و 27 روز و 10 ساعت و 50 دقيقه قبل
✔ مــریم خانوم

اون موقع ک مینوشتم انگاری روحم چشاش بازتر بود ...

تو باعث شدی الان خمیازه بکشه این روح .

13 سال و 2 ماه و 27 روز و 10 ساعت و 46 دقيقه قبل
مشکی

خیلی قبل تر از من ی تکونایی خورده بوده .. شاید منُ ک دیدی ب چشمت اومده.. هوس کردی
بذار اصلن روحت یه مدتم از سیاهیا بنویسه که زیر ِ پلکش دیده.. کم کم دوباره چشاش باز میشه و میاد تو بغلت

13 سال و 2 ماه و 27 روز و 10 ساعت و 42 دقيقه قبل
✔ مــریم خانوم

حتما همینی ِ ک میگی ..

حس خوب میدی و دوس دارم ..

13 سال و 2 ماه و 27 روز و 10 ساعت و 41 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)