دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

همه عمر برندارم سر از این خمار مستی... که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی ...تو نه مثل آفتابی که حضور و غیبت افتد ....دگران روند و آیند و تو همچنان که هستی ...سعدی

1392/04/07 - 11:21 در میکده
7 ديدگاه
سید حمید جزایری

@آرش
⿵ ارکیده آبی ⿵
چه حکایت از فراقت ...که نداشتم ولیکن... تو چو روی باز کردی... در ماجرا ببستی ....

13 سال و 2 ماه و 23 روز و 41 دقيقه قبل
✿آرش قرينِ اركيده آبيܓ✿

ارکیده عزیزم
گاه باید نشست و نظاره کرد...که کجاست قرار این رود پرخروش...ودراین مسیر...

13 سال و 2 ماه و 22 روز و 23 ساعت و 34 دقيقه قبل
سید حمید جزایری

ارش مهربان ...
کسانی که زیر ِ باران ...
آتش می گیرند را من می فهمم....

13 سال و 2 ماه و 22 روز و 23 ساعت و 20 دقيقه قبل
✿ ارکیده آبی قرينِ آرشܓ✿

گاه باید نشست و نظاره کرد
روزگار
چه عبایی برایت خواهد دوخت
اما در این نظاره
گاه تاعمق وجودت
آتش میگیرد
و حتی
توان لب باز کردن نداری ... "ارکیده"

13 سال و 2 ماه و 22 روز و 22 ساعت و 59 دقيقه قبل

بازنشر

(2 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)