دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

سال 83 که دانشگاه قبول شدم،بین زرقان شیراز راهی نبود ولی بابا گفت خوابگاه بگیری خیالم راحت هست تا اینکه بخوای هر روز تو جاده بیای و بری.القصه من خوابگاه گرفتم ولی زیاد بین خونه شیراز در رفت و آمد بودم.یه برا خسته وکوفته از داشنگاه رفتم حافظیه که بعدش برم خونه.همون موقع تو حافظیه آهنگ داشت پخش میکرد.یهو یکی از بچه ها گفت تو هم مثل یه پرستوی مهاجری .. و اینگونه بود که من شدم پرستوی مهاجر و آی یاهو هم شد ....

1392/04/07 - 11:42 در دلنوشتِ دنبالریون
1 ديدگاه
آناهیتا

اي پرستوي مهاجر بازهم پرواز کن

هجرتي ديگر به سوي لانه ات آغاز کن

اي که در غربت هزاران رنگ را پر مي زني

سبز را با آبيِ رؤياي خود همراز کن

زرق و برق غرب و غربي ها ندارد هاله اي

ياد شرق و آسمان آبيِ شيراز کن

عطر مصنوعي کجا و بيدمشک و نسترن
سينه را با عطر و بوي ياسمن دمساز کن

اي پرستوي مهاجر بازهم پرواز کن

هجرتي ديگر به سوي لانه ات آغاز کن

اي که در غربت هزاران رنگ را پر مي زني

سبز را با آبيِ رؤياي خود همراز کن

کشور تو مهد سعدي ها و خاک حافظ است

فخر بر اين ملک مردان سخن پرداز کن

قلب خون گرمت مداوم بهر ايران مي تپد

بي مهابا و خرامان سوي ما پرواز کن

اي پرستوي مهاجر بازهم پرواز کن

هجرتي ديگر به سوي لانه ات آغاز کن

اي که در غربت هزاران رنگ را پر مي زني

سبز را با آبيِ رؤياي خود همراز کن

اي پرستوي مهاجر بازهم پرواز کن

هجرتي ديگر به سوي لانه ات آغاز کن

اي که در غربت هزاران رنگ را پر مي زني

سبز را با آبيِ رؤياي خود همراز کن


پرستوی مهاجر از مهران موثقی


لینک دانلود [لینک]

13 سال و 2 ماه و 23 روز و 14 ساعت و 4 دقيقه قبل

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)