دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

میگــه : تو این دنیای هیشـکی به هیشکی ، این یکی دستت باید آن یکی دستت ُ بگیره ورنه خلاصی .... خلاص !

1392/04/07 - 21:56 در درد دل ..
3 ديدگاه
نیلـツــو

خُب ! آره که خیابونا و بارونا و میدونا و آسمونا ارثِ بابامه !

واسه ی همینه هم که از بوق ِ سگ ، تا دین روز ،

این کله ی پوک ُ می گیرم بالا و از بی سیگاری می زنم زیر آواز

و این قدر می خونم تا این گلوی وامونده وابمونه ،

تا که شب بشه و بچپم تو یه چار دیواری حلبی

که عمو بارون رو طاقش ، عقش ِ سیاه ِ خالی ِ منو ضرب گرفته !

شام که نیس ، خُب ! زحمت خوردنش هم ندارم !

در عوض چشم ِ من و پوتینای مچاله و پیری ِ که ،

رفیق پرسه های بابام بودن !

بعدش هم واسه اینکه قلبم نترکه ،

چشما رُ می بندم و کله رُ ول می کنم رو بالشی

که پُر از گریه های ننمه !

13 سال و 2 ماه و 22 روز و 14 ساعت و 21 دقيقه قبل

بازنشر

(2 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)