دنبالر یک میکروبلاگ چند رسانهای است که کاربران آن میتوانند یک ارسال با طول 1000 کاراکتر بهمراه تصویر، ویدئو، لینک و فایل داشته و با دنبال کردن کاربرانِ شبکه، افکار و نظرات خود را با سایرین به اشتراک بگذارند. گروهها، کارمندان، همکاران و انجمنها با ایجاد یک گروه عمومی یا خصوصی قادر به ارتباط با یکدیگر و اطلاع رسانی بوده و به کمک تکنولوژی RSS میتوانند تازه ترینهای شبکه را پیگیری نمایند. دنبالر توسط هر وسیلهی متصل به اینترنت از جمله تلفن همراه دنبالپذیر بوده و امکان ارسال پست توسط پیامک (SMS) را دارا میباشد!
لایک(24 کاربر) |
بازنشر(1 کاربر)پیگیریکنندگان دیدگاه(مشاهده) |
چه خوب میشد اگه میشد . . .
13 سال و 2 ماه و 22 روز و 11 ساعت و 26 دقيقه قبلاگه میشد چی ؟
13 سال و 2 ماه و 22 روز و 11 ساعت و 18 دقيقه قبلکه هیچ خاطره ای تو ذهنت نیاد . . .
13 سال و 2 ماه و 22 روز و 11 ساعت و 14 دقيقه قبلکه وقتی داری باهاش عاشقی ها میکنی یهو چیزی تو رو یاد ِ اون خاطره ها نندازه که لبخندتو یهو بخوریش... که بپرسه چی شد؟ و باز دروغ! هیچی . . .
لبخندتو یهو بخوریش... که بپرسه چی شد؟ و باز دروغ! هیچی . . .
13 سال و 2 ماه و 22 روز و 11 ساعت و 9 دقيقه قبلو بعدش یه نفس عمیق و ادامه ....
درسته گاهی دوس داریم دلمون میخاد یادمون نیاد
شاید از دسته خاطره هاییه که آزارت نمیده که دلت میخادو یادت نمیاد . . .
13 سال و 2 ماه و 22 روز و 11 ساعت و 5 دقيقه قبلشاید
13 سال و 2 ماه و 22 روز و 10 ساعت و 56 دقيقه قبلیاد یه کتابی افتادم که خوندمش ولی اسم کتابه هم یادم نمیاد / یه کتابی مثه کتاب کوری
اونجایی که زن پزشکه میگه :ما کور نشدیم، ما کور هستیم، کور اما بینا، کورهایی که میتوانند ببینند، اما نمیبینند.
13 سال و 2 ماه و 22 روز و 10 ساعت و 50 دقيقه قبلمثه همین خاطره ها!
به چه جای خوبی اشاره کردین
13 سال و 2 ماه و 22 روز و 10 ساعت و 16 دقيقه قبلممنون
: )
13 سال و 2 ماه و 22 روز و 10 ساعت و 14 دقيقه قبلخواهش!

13 سال و 2 ماه و 22 روز و 9 ساعت و 56 دقيقه قبلمن یاد یه کتاب دیگه افتادم که اسمش الان یادم نمیاد ، شاید شیری و سفید شدن ناگهانی دنیای اطراف تو کتاب کوری منو یاد این پست میندازه
13 سال و 2 ماه و 22 روز و 9 ساعت و 37 دقيقه قبلتو این کتاب نحوه کور شدن اولین مرد و نوع توصیفش خیلی جالب بود برام و این که یه روز همه مردم شهر دیگه هیچی نمیبینن
و جائی که زن پزشک ب خاطر غذا خودفروشی میکنه برام جالب بود که یه آدم تو اون سطح انقد پائین میاد
و نکته دیگش این که تو این کتاب هیشکی اسم نداره پزشک ، زن پزشک ، دختری که عینک دودی داشت و ....
و اولین مردی که تو چهار راه یهو کور شد . . .
13 سال و 2 ماه و 22 روز و 9 ساعت و 35 دقيقه قبلمنو یادِ چیزای خوب خوب انداختید!
برای منم خیلی خوب بود
13 سال و 2 ماه و 22 روز و 9 ساعت و 19 دقيقه قبلممنون

13 سال و 2 ماه و 22 روز و 9 ساعت و 14 دقيقه قبل: )

13 سال و 2 ماه و 22 روز و 9 ساعت و 3 دقيقه قبل