دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

می نوشتم از تو ، باران باز باریدن گرفت / خیلِ شب‌بو در سکوت باغ، رقصیدن گرفت / می نوشتم از تو روی دفتر تنهاییم / دختر شیرین زبانِ شعر خندیدن گرفت ... !/ [بانو صنم عنبرین / شاعر پارسی گوی افغانی]

1392/04/09 - 20:49 در بروبکس توییت
1 ديدگاه
✔ عـلـ[بابا]ــی

می نوشتم از تو و بی تابی مضمون دل
خون گرم عشق در الفاظ لغزیدن گرفت

می نوشتم از تو و دیدم که خورشید رُخت
بر لب بام غزل یکباره تابیدن گرفت


می نوشتم از تو و اسمت نمی بردم به لب
عطر نامت ناگهان در نامه پاشیدن گرفت

13 سال و 2 ماه و 19 روز و 14 ساعت و 52 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)