دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

/خیلی تلخ و دردناک بود...گریه‎ــَش، زجـه زدن‎هاش...وقتی مامانش فریاد میزد« نرگس اومدی تسلیت بگی؟؟»..وقتی بغلش کردم ُ اون فقط گریه کرد.....دیگه کنترل ِ اشک هام دست ِ خودم نبود/

1392/04/10 - 21:04 در روزنوشت
1 ديدگاه
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ

واسه یِ لحظـه کِ خودمو جاش گذاشتم. . .

وای نــــه خدا نکنــه. .

خیلی درده..خیلـــی!!

13 سال و 4 ماه و 9 روز و 17 ساعت و 57 دقيقه قبل
دیدگاه غیرفعال شده است.

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)