دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

اولین باری که تو عمرم عاشق شدم / تو کربلا بود دقیقا / توی حرم خودش / یه دخترِ بود توی کاروانمون که مثل ما خانوادگی بودن و همه جوون / کلا کاروان ما همه با خانواده بودن / اسمش نسرین بود / حافظ قرآن بود / تیز هوشان درس میخوند / . . . /قضیه مال چهارسال پیشِ ها / هیچوقت هم من جلو نرفتم که حرفی بزنم و چیزی بگم بخدا .../بچه بودم عاشق شده بودم / ... / حس خوبی بود / الان هم بعضی اوقات توی خیابون میبینمش . . .

1392/04/11 - 00:34
4 ديدگاه
یک آقایِ مثلا نویسنده

خواستم همینجوری درد و دل کنم فقط ...

بعد از چهارسال فقطبه شما گفتم ... / البته الان دیگه نیستما ...

13 سال و 2 ماه و 20 روز و 5 ساعت و 30 دقيقه قبل
ندا

انشالا‏ ‏قسمتتون‏ ‏بشه

13 سال و 2 ماه و 20 روز و 5 ساعت و 22 دقيقه قبل توسط موبایل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)