دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

پیر زن همسایه تا ما رو میبینه میگه شیرینو فرهاد، باز کجا؟تو دلم گفتم: ....

1392/04/11 - 09:15
1 ديدگاه
خاتـــــღـــــــون ツ

شیرینو فرهادو تو جیب میذاریم ... وقتایی که پابه پایِ هم، سایه هامون، خیابونای شهر رو زیرو رو میکنن ... وقتایی که روسریمو پس میزنه تا گل رو موهام بذاره ... وقتایی که خیره میشه بت ، و تو رو پنجه هات وامیستی ... وقتایی که دائما بهت تاکید میکنه مواظب ِ کبودیِ رویِ گلوت باشیا! یا اونوقتایی که لباساشو میپوشی تا حس کنی همیشه تو آغوشتِ و بوشُ حس کنی ... یا وقتایی که تنش پر از جایِ گاز گرفتنای من میشِ ِ و دندوناشُ رو هم فشار میده تا نگه اوووف و هاش، خراب نشه ... وقتایی که رو پاهاش میخابی و آشوب میکنه انگشتاش تو ... وقتایی که ...... عشق سادَس! کن ...

13 سال و 2 ماه و 20 روز و 23 ساعت و 19 دقيقه قبل
دیدگاه غیرفعال شده است.

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)