جهت عضويت در Donbaler و دنبال کردنِ فاطمــه ﺑﺎﻧﻮ تمايل داريد ؟!

دنبالر یک میکروبلاگ چند رسانهای است که کاربران آن میتوانند یک ارسال با طول 1000 کاراکتر بهمراه تصویر، ویدئو، لینک و فایل داشته و با دنبال کردن کاربرانِ شبکه، افکار و نظرات خود را با سایرین به اشتراک بگذارند. گروهها، کارمندان، همکاران و انجمنها با ایجاد یک گروه عمومی یا خصوصی قادر به ارتباط با یکدیگر و اطلاع رسانی بوده و به کمک تکنولوژی RSS میتوانند تازه ترینهای شبکه را پیگیری نمایند. دنبالر توسط هر وسیلهی متصل به اینترنت از جمله تلفن همراه دنبالپذیر بوده و امکان ارسال پست توسط پیامک (SMS) را دارا میباشد!
میدونی اولین بار بود که فازامون فرق داش
13 سال و 2 ماه و 20 روز و 21 ساعت و 35 دقيقه قبلهمیشه مثه هم بودیم .. دوتا دختر ناهنجار!
گاهی غش از خنده ... گاهی خفه از بغض...
اولین بار بود که وقتی حالم بد بود ... پوزخند زدی و گفتی ...به درک ... پ کی حالت خوبه!
مست عشقی ... میدونم
برا همین ناراحت نمیشم زیاد ... ینی سعی می کنم... و سکــــــــــوت : )
چه بهتر !
13 سال و 2 ماه و 20 روز و 21 ساعت و 23 دقيقه قبلچه بــــــــهتر : /
شاید تموم شد ... نفس عمیق می کشم و به امید فردایی بهتر ...
13 سال و 2 ماه و 20 روز و 21 ساعت و 21 دقيقه قبلبا هم حرف بزنیم؟ حوصله داری؟
13 سال و 2 ماه و 20 روز و 21 ساعت و 21 دقيقه قبلخــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرابش کردی رفاقتمونو!
من نمی فهمم چیکار کردممممممممم
13 سال و 2 ماه و 20 روز و 21 ساعت و 17 دقيقه قبلمیفهمی یانه ؟
بخدا نمی فهمم! باشه دیگه حرف نمی زنم....
حرف شکلاتا رو که زدی اشکم در اومد ... اگه میتونسم ضمیمه می کردم به همین پست!
رفاقتی رو که نفهمم چجوری خراب شده ! حالم بهم می خوره از این دنیا ...
به قول سارینا باید یاد بگیرم مثه احمقا با خودم درددل کنم فقط
ولی حق بده خودت ... به قول خودت لوسم کردی... همیشه گوش شنوا داشتی
ولی این شد یه تلنگر... که آدما به قول گفتنی ... مث کِش هسن ... تا یه جایی طاقت دارن کشیده بشن...
همین ... و دیگر هیچ!
راس میگی ... تقصیر ِ خودم بود که زیادی سعی میکردم رابطمونو حفظش کنم شاید
13 سال و 2 ماه و 20 روز و 21 ساعت و 4 دقيقه قبلپشیمون نیسم که گاهی وقتا میشدم گوش ِ شنوا ...
چون وقتایی که بات حرف میزدم آرامش داشتم!
آرامش در قبال هر چیزی شاید!
جدیدن زاد تحویل نمیگیری!
مثلا آخرین پیامامون همش من شرو کننده و پایان دهنده بودم! تو فقط ج میدادی!
فاطی به خاطرت رفتم 4 تا مغازه تا آخرش اون کاکائو ها رو پیدا کردم...
تو راه فقط داشتم از تو و اون شکلاتا با محمد حرف میزدم!
اون شبم خودم پیامت دادم که بیا ببینمت یا هرچی وگرنه یادتم نبود!
بعدم که دیگه پیامم ندادی! گفتم یه تیکه وقت اس ندم شاید بفهمی که یکی نیس!
ولی انگار نه انگار!
اومدم تو خصوصیت پی ام دادم، کامنت گذاشتم!
خیلی بد بام حرف زدی و از دیدگات بیرونم کردی ...
و.......
شاید زیاد خاطرت میخاستم!
راس میگی
13 سال و 2 ماه و 20 روز و 20 ساعت و 59 دقيقه قبل
13 سال و 2 ماه و 20 روز و 20 ساعت و 56 دقيقه قبلولی این مورد آخری ...
13 سال و 2 ماه و 20 روز و 20 ساعت و 55 دقيقه قبلنمی خواسم بد بات حرف بزنم یا اینکه خوشم نیاد از اینکه کامنت میذاری
در واقع جواب کسی که پستتو میخونه و حرف میزنه باهات رو نباید اونجوری می دادم ولی ...
من اصلا قصدم این نبود ... مثه یه لجبازی بچگونه ... که دودقیقه بعد از کشیدن موهای همبازیت ... دلت برا بازی بااون تنگ میشه ...
ببخشید
انتظاری ندارم ... فقط ... اشتباهمو قبول می کنم.. از تهِ تهِ دل معذرت میخوام
امیدوارم ناراحت نباشی . فقط همین : )
: )
13 سال و 2 ماه و 20 روز و 20 ساعت و 52 دقيقه قبلخوبه که حرف زدم! حداقلش خاطره بدش رفت!
دوس دارم از ته دلت بگی اشتباهات منو! مثل ِ اینکه من گفتم!
از همینجا بات خدافظی می کنم تا اول ماه رمضون.
13 سال و 2 ماه و 20 روز و 20 ساعت و 51 دقيقه قبلشب اول ماه رمضون برا سحر بیدارت می کنم
امیدوارم تا اون موقع باز دلت بخواد بازی کنیم : دی
خدانگهدار
اول باید رو کارای خودم فک کنم کالبدشکافیشون کنم هروخ خودم کامل شدم اونوخ به تو هم می گم!
13 سال و 2 ماه و 20 روز و 20 ساعت و 50 دقيقه قبلالان و اینجوری نمی تونم
یه گناهکار نمی تونه قاضی بشه : )
: )
13 سال و 2 ماه و 20 روز و 20 ساعت و 48 دقيقه قبلمواظب خودت باش!
به امید ِ دیدار و بازیای دوبارمون!