دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

اگر داغ، رسمِ قدیمِ شقایق نبود ... اگر دفتر خاطراتِ طراوت، پُر از رد پایِ دقایق نبود ... تو را می توانستم ای دور، از دور ... یک بار دیگر ببینم ... !/ [قیصر امین پور]

1392/04/11 - 23:17 در بروبکس توییت
2 ديدگاه
✔ عـلـ[بابا]ــی

اگر داغ رسم قدیم شقایق نبود
اگر دفتر خاطرات طراوت
پر از رد پای دقایق نبود

اگر ذهن آیینه خالی نبود
اگر عادت عابران بی خیالی نبود

اگر گوش سنگین این کوچه ها
فقط یک نفس می توانست
طنین عبوری نسیمانه را
به خاطر سپارد

اگر آسمان می توانست یکریز
شبی چشمهای درشت تو را جای شبنم ببارد

اگر رد پای نگاه تو را
باد و باران
از این کوچه ها آب و جارو نمی کرد

اگر قلک کودکی لحظه ها را پس انداز می کرد
اگر آسمان سفره ی هفت رنگ دلش را
برای کسی باز می کرد

و می شد به رسم امانت
گلی را به دست زمین بسپریم
و از آسمان پس بگیریم

اگر خاک کافر نبود
و روی حقیقت نمی ریخت


اگر ساعت آسمان دور باطل نمی زد

اگر کوه ها کر نبودند
اگر آب ها تر نبودند
اگر باد می ایستاد

اگر حرف های دلم بی اگر بود
اگر فرصت چشم من بیشتر بود

اگر می توانستم از خاک
یک دسته لبخند پرپر بچینم


تو را می توانستم
ای دور
از دور
یک بار دیگر ببینم!

بهمن 72
قیصر امین پور

13 سال و 2 ماه و 17 روز و 14 ساعت و 45 دقيقه قبل
ترانه خاموش

گاهی یک نگاهی، صدایی و حسی چنان به تو آرامش می دهد که در جا مضطرب می شوی.قلبت تند می زند، عرق می کنی، دست و دلت می لرزد. فکر میکنی که زندگی چقدر زیباست.. و ...

13 سال و 2 ماه و 17 روز و 1 ساعت و 58 دقيقه قبل

بازنشر

(2 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)