دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

میبینی ؟ باز و مانده ایم و همه رفته اند . . میبینی ؟ باز میتوانیم دیگر را باهمدیگر تا به صبح کنیم . . میبینی ؟ انگار همه مارا یکی میبینند ، یکی میداند . . و این برای من بسیار عجیب است . . اینکه گاهی من در کنار تو . . ات بدجور بر سرم سنگینی میکند . . مگر یک چقدر تحمّل دارد که بشنود ؟ هان ؟ مگر من از چه جنسم ؟ هان ؟ از جنس تو . . ؟ اشتباه نکن . .من و تو از دو جنس متفاوتیم . . من و تو در عین با هم بودن ، با یکدیگر داریم . . کاش میدانستی چقدر میخواهد مثل قبل دوباره تو کنی . . . کاش میدانستی چقدر دلم میخواهد کمی مرا کنی تا باشم و . . آری ؛ و . . تنها کسی که مرا و تنها کسی که مرا . . من نمیدانم به کدامین باید با تو بودن را بپردازم ولی این نبود . . آری این نبود . . که تو با من باشی . . مگر فقط من ؟ مگر فقط من باید و و باشم ؟ هان؟ من میخواهم . . نه ؛همچون دفعات قبل . .(محمدامینــ

1392/04/12 - 02:27 در شبی با خاطرات
1 ديدگاه
دیدگاه غیرفعال شده است.

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)