دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

...

1392/04/12 - 22:19 در میکده
1 ديدگاه
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁

یک روز به دل گفتم ؛کز باده بپرهیزد

بر مصطبه ننشیند؛و زمیکده بگریزد

زیرا که خردمندان؛گویندتن وجان را

از مستی و میخواری ؛صدگونه زیان خیزد

دل گفت:اگر روزی ؛اندرز تو بنیوشم

غم ساقی من گردد؛خون در قدحم ریزد

این ساقی هر جایی؛جام دل هر کس را

کز باده تهی بیند؛خاکش به دهان بیزد!

گرباده نباشد؛ غم؛در کشور جان ودل

صدولوله اندازد؛بس فتنه برانگیزد

من بندهء مینایم؛کزغم کند آزادم

با لشکرغم؛جزمی؛کس نیست که بستیزد

هرکس که نیامیزد؛باساقی میخانه

زهرغم جانکاهش؛باخون دل آمیزد

چون دست شود کوته؛از دامن مینایم

اهریمن غم؛ناگه,در دامنم آویزد

تن کاهداگر از می؛دل کاهد و جان از غم

از دشمن جان؛هرکس؛آن به که بپرهیزد

تا جان رهد اززندان؛می نوش و فدا کن تن!

تن را نبود قدری؛بی جان؛ببرد.....

13 سال و 2 ماه و 18 روز و 20 ساعت و 12 دقيقه قبل
دیدگاه غیرفعال شده است.

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)