دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

حکایت من و ... مامانمه، عزیز دِلَمه، دوسش دارم، نمی‌تونم حذفش کنم از زندگی‌م، نمی‌تونم بندازمش دور؛ اما باعث نمی‌شه ناراحت نشم از دستش، باعث نمی‌شه آستانه‌ی حساسیت‌هام تغییر کنه به خاطرش. فقط می‌تونم تحمل کنم و یه جاهایی جلوی زبونمو بگیرم و بهش احترام بذارم؛ بهش بی‌احترامی نکنم لااقل، هیچ‌وقت.

1392/04/13 - 00:37
2 ديدگاه
°o.O پــاک30مــا O.o°

یه وقتایی آدمه عزیز دل منه و نمی‌تونم حذفش کنم از زندگی‌م، نمی‌تونم بندازمش دور. این‌جور وقتا دو راه دارم. یا آستانه‌ی تحملم رو ببرم بالاتر، یا تا جایی که می‌شه اوضاع رو با دوری و دوستی کنترل کنم.

13 سال و 2 ماه و 18 روز و 21 ساعت و 43 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)