دنبالر یک میکروبلاگ چند رسانهای است که کاربران آن میتوانند یک ارسال با طول 1000 کاراکتر بهمراه تصویر، ویدئو، لینک و فایل داشته و با دنبال کردن کاربرانِ شبکه، افکار و نظرات خود را با سایرین به اشتراک بگذارند. گروهها، کارمندان، همکاران و انجمنها با ایجاد یک گروه عمومی یا خصوصی قادر به ارتباط با یکدیگر و اطلاع رسانی بوده و به کمک تکنولوژی RSS میتوانند تازه ترینهای شبکه را پیگیری نمایند. دنبالر توسط هر وسیلهی متصل به اینترنت از جمله تلفن همراه دنبالپذیر بوده و امکان ارسال پست توسط پیامک (SMS) را دارا میباشد!
نه اونقدر
13 سال و 2 ماه و 16 روز و 23 ساعت و 35 دقيقه قبلبیشتر از اونی که به نظر میرسه وحشتناکه... چون آدم به همه چیز عادت میکنه... حتی به چیزای وحشتناک... وقتی عادت کردی دیگه متوجه نمیشی...
13 سال و 2 ماه و 16 روز و 23 ساعت و 32 دقيقه قبلبا عادت موافقم کاملا درسته
13 سال و 2 ماه و 16 روز و 23 ساعت و 23 دقيقه قبلمثلا اونقدر به اطرافیات عادت میکنی که انگار نه انگار هرلحظه ممکنه نباشن و هزار عادت دیگه
اما جالبیش اینه که تو بدترین شرایط و بدترین ادما ی چیزایی ی حوادثی ی کارایی میبینی که میگی تمام زندگی به این میارزه
از حق هم نگذریم زیبایی زیاد دیدم اطرافمون
همبازیای قدیمی- اسباب بازیای قدیمی- کتابای قدیمی
یا حتی ی سر به مدرسه و کلاس اول و دومت بزن برو پیش خانوم معلمت اگه میتونی میبینی زیبایی زیاد داره
تمام زندگی با تمام خوشی ها نمی ارزه به از دست دادن یه دوست یه عزیز
13 سال و 2 ماه و 16 روز و 23 ساعت و 22 دقيقه قبلاوهوم ولی اون دوست رو همینجا شناختی دیگه
13 سال و 2 ماه و 16 روز و 23 ساعت و 16 دقيقه قبلچیزی نمیخوام بگم اخه ...
فقط همینو میگم که چندروز پیش مادرم با اصرار من رفت ازمایش .یکم قند خون داشت اونقدر روحیه اش رو از دست داده بود که......اخه پدر خودش هم برای همین....... اون لحظات باید بهش روحیه میدادم ولی خودم حاضر بودم بمیرم و....
هرچند که قندشم هم فقط یکم بالا بود.......
میفهمم هرچی رو میگی از مادر عزیزتر که .......
واسه همین وحشتناکه... اومدنت دست خودت نیست... احساست دست خودت نیست... هیچی دست خودت نیست... دنیا... زندگی... دروغه... یه دروغ بزرگ... تلخ...
13 سال و 2 ماه و 16 روز و 23 ساعت و 12 دقيقه قبلبجای ی دروغ بگو ی خوابه ی رویا بگو ی خاطره هست
13 سال و 2 ماه و 16 روز و 23 ساعت و 8 دقيقه قبلتا حالا نشده از خواب بیدار که میشی بازم بخوای همون خوابو ببینی سرتو روی بالش میذاری و میخوای دوباره به اونجا برگردی
چی شده هاسمیک اینقدر ناراحتی؟
13 سال و 2 ماه و 16 روز و 23 ساعت و 8 دقيقه قبلرویا... اسم خوابیه که دوستش داری... من این خوابو دوست ندارم...
13 سال و 2 ماه و 16 روز و 23 ساعت و 7 دقيقه قبلزندگی برای من پوچه... بی معنیه... دروغه...
13 سال و 2 ماه و 16 روز و 23 ساعت و 6 دقيقه قبلواسه چی ؟
13 سال و 2 ماه و 16 روز و 23 ساعت و 3 دقيقه قبلمیخوای بگو گوش میدم
ممنون... با گفتن این حرفا ماهیتش تغییر نمیکنه... تهوع من بیشتر میشه انگار... برات زندگی رو همونطور که دوست داری آرزو می کنم... ممنون از همراهیت
13 سال و 2 ماه و 16 روز و 23 ساعت و 1 دقيقه قبلنوع نگاه ما متفاوته ولی هردو ی چیز رو داریم تجربه مبکنبم
13 سال و 2 ماه و 16 روز و 22 ساعت و 57 دقيقه قبلاگه واقعا ناراحتی برو پیش ی دوست کمی باهاش حرف بزن میبینی همهی مشکلاتی که تو داری اونم داره اون امیدش به تویه تو امیدت به یکی دیگه
خیلی راحت سبک میشی اینکه بفهمی دردت رو یکی میفهمه یکی چشیده و تو تنها نیستی حواس خیلیا بهت هست اینکه تو امید خیلیایی
قدرتی بهت میده که کوه ناهموار زندگی رو تغییر میدی....
امید؟؟؟؟ تو بهش اعتقاد داری؟؟؟
13 سال و 2 ماه و 16 روز و 22 ساعت و 55 دقيقه قبلاز حوادث من تلخ تر نیست که؟
13 سال و 2 ماه و 16 روز و 22 ساعت و 52 دقيقه قبلامید ؟ من به فراتر از اون من به قدرتت برای ساختن اونچه که دوست داری اعتقاد دارم
من تمام نیرومو گذاشتم... تمام انرژیمو... جسممو... روحمو... تموم شدم... چیزی عوض نشد...
13 سال و 2 ماه و 16 روز و 22 ساعت و 50 دقيقه قبلبعضی چیزا اینجوری عوض نمیشه
13 سال و 2 ماه و 16 روز و 22 ساعت و 38 دقيقه قبلی دعایی ببود که میگه:خدایا به من قدرتی ده تا بپذیرم انچه را که نمیتوانم تغییر دهم.....
بعضی چیزا رو قبول کن از روی اون به عنوان ی خاطره بد عبور کن نمیگم فراموش کن نه اونو در اعماق قلبت نگه دار ی روزی با خدا مستقیم درموردش حرف میزنی سنگاتو وامیکنی بالاخره یکیتون قبول دار میشه
من خیلی چیزا هست که اونا رو مدفون کردم به هیشکی هم نمیتونم بگم حتی به..... به هیشکی ی وقتایی که مشکلات دیگه خارج از حد میشه اونا هم میزنه بالا اعتراف کنم تو اون لحظات تحمل اون همه هجمه بخصوص اونایی که از قدیم هستن و سرمیکشن به بالا رو ندارم ولی ی جمله است: صخره جا نمیزنه
من نه اینکه نخوام فرصتشو ندارم اونقدر این هجمه و این اتفاقا زیاده که فرصت ندارم #جا بزنم ادامه میدم ولی اینا رو ی روز دونه به دونه حساب میکنم
حرفمو پس میگیرم... بهش اعتقاد دارم... تنها چیزیه که دارم ... فقط باهاش لج کردم انگار...
13 سال و 2 ماه و 16 روز و 21 ساعت و 56 دقيقه قبل
13 سال و 2 ماه و 16 روز و 21 ساعت و 21 دقيقه قبل