دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

امروز یه ذره حالم خوش نبود ناهارم زیاد نخوردم الانم داداشم بستنی 'که هیچوقت ازش نمیگذرم' آورد گفتم نمی خوام/داداشم رفت و با یه کاغذ و قلم برگشته میگه؛بیا بنویس که رو به موتی،هیچی دیگه منم نوشتمولی خیلی باحاله وصیت نوشتن

1392/04/13 - 15:12 توسط موبایل در روزنوشت
16 ديدگاه
آفرینش

سارا من وصیت کردم به جای حلوا گز بدن بهتون

13 سال و 4 ماه و 6 روز و 23 ساعت و 10 دقيقه قبل توسط موبایل
حسین

هرچی بدن اشکال نداره غذا هم بدن ترجیحا بختیاری

13 سال و 4 ماه و 6 روز و 23 ساعت و 9 دقيقه قبل
آفرینش

حسین تعارف نکنا چیز دیگه ای هم خواستی بگو
مردم چه دلسترهایی واسه خودشون وا میکنن

13 سال و 4 ماه و 6 روز و 23 ساعت و 7 دقيقه قبل توسط موبایل
حسین

چیز دیگه که همون دلسترم کنارش باشه خوبه
به فوژان هم همون بستنی و حلوا بده خرج زیاد نشه

13 سال و 4 ماه و 6 روز و 23 ساعت و 3 دقيقه قبل
sara iceage

منم حلوای خودمو میدم به فوژان : )

13 سال و 4 ماه و 6 روز و 23 ساعت و 1 دقيقه قبل توسط موبایل
آفرینش

اصن مراسم ختمم اینترنتی برگزار میشه
پذیراییش هم اینترنتیه

13 سال و 4 ماه و 6 روز و 23 ساعت و 1 دقيقه قبل توسط موبایل
حسین

ینی پول میریزین به حسابمون وای چقد شما خوبین خدای من درزیان نمیگنجه

13 سال و 4 ماه و 6 روز و 22 ساعت و 59 دقيقه قبل
آفرینش

پولایی که هر شب تو خواب میبینمو با کمال میل میفرستم به خواب شما

13 سال و 4 ماه و 6 روز و 22 ساعت و 53 دقيقه قبل توسط موبایل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)