دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

مرا که گرفته است با من بمان که غربت من جان گرفته است شالی برای سوز پریشانی ام بباف این فصل سبز رنگ زمستان گرفته است آواره نگاه تو مانده است سالها این دل که راه کوه وبیابان گرفته است يك عمر زیر سقف نگاه تو بوده ایم امشب خبر رسید که باران گرفته است باورمکن اگرچه ببینی به چشم خویش دل-دوره گرد چشم تو- سامان گرفته است این آسمان که تکیه به لبخند داده است از ما ستاره های فراوان گرفته است جاریست خون رگ رگ من در رگ غزل این بودن من است که پایان گرفته است

1392/04/13 - 15:58
3 ديدگاه
حامد*مهدی سابق*

بیا تو این گروه یلدا جان مطالبتو بذار

13 سال و 2 ماه و 16 روز و 9 دقيقه قبل
__** پسر**__

براووو . نه هندا نه دوچرخه فقط براووووو .....

13 سال و 2 ماه و 16 روز و 5 دقيقه قبل

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)