دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

ممد
ممد
CROCODIL777

روزی شیخ در حال عبور از یک جاده بود که یک قورباغه او را صدا کرد و گفت یا شیخ : اگر مرا ببوسی، من به پرنسس زیبایی تبدیل خواهم شد! شیخ خم شد، قورباغه را بلند کرد و درخشتکش گذاشت. قورباغه دوباره صدا کرد و گفت یا شیخ : اگر مرا ببوسی و به پرنسس زیبایی تبدیل کنی، برای یک هفته پیش تو خواهم ماند!شیخ، قورباغه را از خشتکش در آورد، لبخندی به او زد و دوباره او را در خشتکش گذاشت. قورباغه این بار گریه کرد و گفت یا شیخ : اگر مرا ببوسی و به پرنسس زیبایی تبدیل کنی، برای یک هفته پیش تو خواهم ماند! این بار نیزشیخ، قورباغه را از خشتکش در آورد، لبخندی به او زد و دوباره او را در خشتکش گذاشت. سرانجام قورباغه پرسید : شیخ عنآقا موضوع چیست؟ من به تو گفتم من یک پرنسس زیبا هستم، که با تو برای یک هفته خواهم ماند. چرا مرا نمی بوسی؟ تف بر تو شیخ دست بر خشتک برده قورباقه را در آورد و با لحنی مهربان گفت : نگاه کن! من یک شیخم لشکری از مریدان خشتک دریده در بیابان هیران دارم من برای یک دوست دختر وقتی ندارم! اما یک قورباغه سخنگو واقعاً برایم جالب است. قورباغه تا حکمت بشنید خشتک خود بدرید و از مریدکان حلقه به گوش شی

1392/04/14 - 10:22

بازنشر

(2 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)