دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

خواستگار داشتم همه چی تموم همه فک میکردن از شرم خلاص میشن اقا یرروز اومدن خونمون رفتیم ک حرف بزنیم لباسم گیر کرد ب دستگیره در همچین درو غضبناک بستم طرف ترسید بعدشم حرف زد و زد اخرشم گفت من ی زندگیه رمانتیک میخوامو کسی ک هر روز عاشق تر بشه منم صادقانه گفتم حوصله این کارارو ندارم زندگی باید واقعی باشه رفتن خبری ام نیس ازشون فک کنم میخواستن فقط زردالو ب قیمت خاویارو بخورن .... از ارزشای من چیزی کم نشد!!!! واسه خواستگار بعدی میوه نداریم فقط چای با ۲تا قند اخه من یارانمو لازم دارم پول میوه هارو از خودم گرفتن نامردا...

1392/04/14 - 20:01
11 ديدگاه
جاوید

آدرس بدین بیایم خودمونم شیرینی و میوه می آریم ، حتی می شوریم میوه ها رو

13 سال و 2 ماه و 15 روز و 17 ساعت و 53 دقيقه قبل
جاوید

والا منم اعتقاد دارم زندگی باید واقعی باشه ، ولی خانما این اعتقادو ندارن اکثرا ، بهترین کسی که دیدم وقتی بش گفتم خونه هفتاد متری دارم ! گفت خونه حداقل باید 250 متر باشه ! نکته اخلاقی اینکه خونه خودشون صد مترم نبود !!!!

13 سال و 2 ماه و 15 روز و 17 ساعت و 31 دقيقه قبل
جاوید

همون دیگه صداقت جواب نمی ده باید با دروغ پیش رفت !

13 سال و 2 ماه و 15 روز و 17 ساعت و 23 دقيقه قبل
جاوید

مهدی به چی می خندی بگو ما هم بخندیم ولم کن

13 سال و 2 ماه و 15 روز و 17 ساعت و 16 دقيقه قبل
مهدی

به این "واسه خواستگار بعدی میوه نداریم فقط چای با ۲تا قند اخه من یارانمو لازم دارم پول میوه هارو از خودم گرفتن نامردا..."

13 سال و 2 ماه و 15 روز و 17 ساعت و 14 دقيقه قبل

بازنشر

(4 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)