دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

حالیا* مصلحت وقت در آن می‌بینم / که کِشَم رخت به میخانه و خوش بنشینم / جام مِی گیرم و از اهل ریا دور شوم / یعنی از اهل جهان پاکدلی بگزینم / جز صُراحی و کتابم نبود یار و ندیم / تا حریفان دغا* را به جهان کم بینم ... !/

1392/04/16 - 12:17 در بروبکس توییت
1 ديدگاه
✔ عـلـ[بابا]ــی

سر به آزادگی از خلق برآرم چون سرو
گر دهد دست که دامن ز جهان درچینم

بس که در خرقه آلوده زدم لاف صلاح
شرمسار از رخ ساقی و می رنگینم

سینه تنگ من و بار غم او هیهات*
مرد این بار گران نیست دل مسکینم


من اگر رند خراباتم و گر زاهد شهر
این متاعم که همی‌بینی و کمتر زینم

بنده آصف عهدم دلم از راه مبر
که اگر دم زنم از چرخ بخواهد کینم

بر دلم گرد ستم‌هاست خدایا مپسند
که مکدر شود آیینه مهرآیینم

حالیا= حالی، اکنون، قید زمان
دغا= دغل و حریفان موصوف آن میباشد
هیهات= در سیاق فارسی از اصوات یا شبه جمله میباشد
و به معنی تاسف میخورم

13 سال و 2 ماه و 13 روز و 1 ساعت و 10 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)