دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

...

1392/04/16 - 22:09 در Coma
1 ديدگاه
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁

گفته بودی پیش از این ها : دوستی ماند به گل

دوستان را هر سخن ؛ هر کار؛ بذر افشاندن است

در ضمیر یکدیگر

باغ گل رویاندن است

گفته بودم : آب و خورشید و نسیمش .... مهر است

باغبان ؛ رنج تا گل بردمد

زندگی را چون بهشت

تازه ؛ عطر افشان و گل باران کند

گفته بودم ؛ لیک ؛ با من کس نگفت :

خاک را از یاد بردی .... خاک را

لاجرم یک عمر سوزاندی دریغ

بذرهای آرزویی پاک را

آب و خورشید و نسیم و مهر را

زآنچه می بایست افزون داشتم

شور بختی بین که با آن شوق و رنج

در زمین شوره سنبل کاشتم

گل ؟

چه جای گل ؛ گیاهی برنخاست

در پی صد بار بذر افشانی ام

باغ من ؛ اینک بیابان است و من

وندر آن من مانده ام با حیرانی ام

پوزشم را می پذیری

بی گمان

عشق با این اشک ها ؛ بیگانه نیست

دوستی بذری ست ؛ اما هر دلی

در خور پروردن این دانه نیست


یادگاری دیگر از دوست ... برکشیده ازیک بقچه ای !

13 سال و 2 ماه و 13 روز و 4 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)