دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

دوباره میخوام برم موهامو کوتاه کنم اگه خدا بخواد

1392/04/17 - 17:45 در روزنوشت
36 ديدگاه
reza (تخسِ دنبالر)

فقط بغلاشو میزنم خانواده میگن خاک تو سرت میری پول میدی همین یه تیکه رو میزنی

13 سال و 2 ماه و 11 روز و 19 ساعت قبل
۩۞۩وحید۩۞۩

خب خوب کوتاه کن دیگه ... درست میگن که فقط واسه دو تیکه پول میدی

13 سال و 2 ماه و 11 روز و 18 ساعت و 57 دقيقه قبل
fatemeh

حتما بهت ميادكه تند تند كوتاه ميكني

13 سال و 2 ماه و 11 روز و 18 ساعت و 45 دقيقه قبل
fatemeh

شايد نه حتما...هركس تورو نشناسه من كه ميدونم سليقه ات عاليه...حتما بهت مياد...

13 سال و 2 ماه و 11 روز و 18 ساعت و 43 دقيقه قبل
fatemeh

تاحالا اينجوري باهام حرف نزده بودي...حالا ديگه شدم فاطمه خانوم؟؟؟باشه عزيزم هرجور راحتي

13 سال و 2 ماه و 11 روز و 18 ساعت و 40 دقيقه قبل
۩۞۩وحید۩۞۩

اها باشه هر جور راحتی

1- از کجا میدونی سلیقه ی رضا عالیه فاطمه؟
2-رضا خودمونی بهتره اینکه تعارف کنی بگی خانوم یا اقا راحت باش البته ها
3- فاطمه تجعب میکند
4-شوهر کرده

13 سال و 2 ماه و 11 روز و 18 ساعت و 32 دقيقه قبل
reza (تخسِ دنبالر)

2.من این فاطمه خانوم رو میشناسم قبلا فاطمه بود واسم ولی الان نه واسه خودش خانومی شده
4.بله چن روز پیش شوهر کرد

13 سال و 2 ماه و 11 روز و 18 ساعت و 29 دقيقه قبل
fatemeh

1.من 9 ماه بارضا زندگي كردم الان هم با فكرش...چجوري نشناسمش؟؟

13 سال و 2 ماه و 11 روز و 18 ساعت و 25 دقيقه قبل
fatemeh

2.البته يه زماني خانوم آقايي(رضا)بودم
4.اصلا هم مبارك نيست مثل اينه كه لباس عروسم لباس عزام باشه...

13 سال و 2 ماه و 11 روز و 18 ساعت و 23 دقيقه قبل
fatemeh

4.يادت باشه چرا اين انتخابو كردم...وچرا زندگيم نابود شد..بچگي..لج بازي...دعوا با عزيزترين كس زندگيم كه اونشب به من گفت ديگه از زندگيم گم شو بيرون...كه باتمسخر گفت برو بله بده...

13 سال و 2 ماه و 11 روز و 18 ساعت و 18 دقيقه قبل
۩۞۩وحید۩۞۩

1 اوه خوبه پس چرا با رضا ازدواج نکردی در واقع واسم عجیبه که بیشتر دختر و پسرا که با هم دوست میشن بعدش میرن با یکی دیگه ازدواج میکنن همچنین اون دختره که با کسی ازدواج کرده دلش اونجایی هست که دلش پیش شوهرش نیست دلش جای دیگه هست همون مثلا بگیم نامزدش یا دوستش
زیاد هم مبارک نیست اگه اینجوری هاس


2.پس الان شوهر کردی ؟! هی زندگی ات چه طوره با شوهرت ؟
واسم سواله ؟فکرم و مشغول کرده از دیگران میپرسم ولی جواب نمیدن ؟
4.اخ اخ

13 سال و 2 ماه و 11 روز و 18 ساعت و 16 دقيقه قبل
reza (تخسِ دنبالر)

4.دعوا کردیم ولی نگفتم برو بله بده.میتونستی صبر کنی میتونستی با یکی دیگه ازدواج کنی حتما باید بله میگفتی؟تو این قدر حرف گوش کن بودی خبر نداشتیم؟

13 سال و 2 ماه و 11 روز و 18 ساعت و 15 دقيقه قبل
۩۞۩وحید۩۞۩

2 خب یادش بخیر میگی الان ناراحت نیستی رضا ؟
4- خب اگه انتخاب کرده اگه دوستش داشتی چرا گذاشتی با یکی دیگه ازدواج کنه ؟


4-هی وای فاطمه

13 سال و 2 ماه و 11 روز و 18 ساعت و 14 دقيقه قبل
reza (تخسِ دنبالر)

2.ناراحت هستم ولی این خانوم چی میفهمه ناراحتی چیه
4.دیگه وقتی خودش میخواد من چیکار کنم

13 سال و 2 ماه و 11 روز و 18 ساعت و 13 دقيقه قبل
fatemeh

وحيدجان فعلا عقدم همه چيز اونقدري سريع اتفاق افتاد كه نفهميدم...من از عيد زير فشار خانوادم بودم براي اين ازدواج خود رضا ميدونه هركاري تونستم كردم تا از نظرشون برگردن اما نشد... من هيچ رويي به سعييد نميدم يعني باهاش شرط كردم كه تانتونستم حتي دستش هم بهم نخوره خداييش اون خيلي منو ميخواد اما من نميتونم دوستش داشته باشم...
من ورضا كيلومتر ها ازهم فاصله داريم ودوتامون هم ميدونستيم كه بهم نميرسيم...اما به خداوندي خدا قسم هيچ كس اندازه ي من رضا رودوست نداشت ونداره....ازخودش بپرس ميدونه....

13 سال و 2 ماه و 11 روز و 18 ساعت و 11 دقيقه قبل
fatemeh

رضا به اندازه كافي داغون هستم...بخدا هرشبم تا مياد صبح بشه زجر كش ميشم...
رضا يعني من ناراحت نيستم؟؟اگه نيستم چرا هرروز ميام اينجا تا نوشته هاتو بخونم تاببينم حال عشقم چطوره...

13 سال و 2 ماه و 11 روز و 18 ساعت و 9 دقيقه قبل
fatemeh

چرا وقتي برگشتم گفتم 5شنبه شب كه اين خواستگاره اومدبله ميدم گفتي برو بله بده..يادت نيست...من خوب يادمه...

13 سال و 2 ماه و 11 روز و 18 ساعت و 8 دقيقه قبل
fatemeh

من نميام اينجا كه باتو بحث كنم...بخاطر دل تنگ خودم ميام..بخاطر بغض هاي هرشبم...پس لطفا ادامه نده..اشتباه كردم اما حقم اين نيست...

13 سال و 2 ماه و 11 روز و 17 ساعت و 59 دقيقه قبل
۩۞۩وحید۩۞۩

باتاخیر برق خونمون قطع شد:
2.رضا میدونه خوب هم میدونه این طوری نگو 4.خودش نخواسته،فشار خانواده اش بوده ...
اها عقدی واقعا متاسف ام برای خانواده ات(ببخش که اینجوری میگم) که زود تصمیم خودشون و میگیرند بدون اینکه بخوان نظر دخترشون چیه ؟!
درست که اجازه ی پدر هست ولی پدر خانواده که نمیخواد با پسره ازدواج کنه این جوری یکی دوتا نیست زیاد هست ،وای همینه دیگه همه چی مثل چشم بسته و باز کردن اتفاق می افته؛که این اصلن درست نیست ، هم نبایستی اجبار باشه و همچنین نبایستی فشار بر دختر خانواده، خب کاری که شده با سعید عقد کردی ،خب رضا هم معلومه دلش میخواست با تو باشه ولی نشدنیه خب دیده تصمیمش رو گرفته
بزار یه چیزو بگم فاطمه :الان که سعید ازت خوشش اومده تو هم بایستی با سعید یه عمر زندگی کنی چه از سعید خوشت بیاد چه نیاد رسمی زن و شوهر شدین باید یه طوری با سعید کنار بیایی اینکه بگی شرط باهاش بستم و فلان و دستش به من نزنه کر عاقلانه ای نیست همچنین زندگی فقط عشق نیست یه عمر زندگی با درک همدیگه و تفاهم و محبت و عشق اگه واقعا سعید تو رو میخواد تو هم با سعید کنار بیاتا خدا نا کرده به ط ل اق نکشه! نه اینکه همه زندگی ات غصه بخوری گریه کنی ناراحت بشی ! ندارم و نمیتونم و نشد بزار کنار چون شوهر کردی و خانواده ات ندونسته شوهرت دادند با واقعیت کنار بیا!و یه زندگی خوب رو با سعید شروع کن!میدونم کیلومترها فاصله دارین اما زندگی همش عشق و دوست داشتن نیست البته که هست ولی زیادش خوب نیست
بزار یه چیزو بگم رضا: درسته که فاطمه با کسی دیگه ازدواج کرده ولی اون تو دوست داره نگو خانوم به احساساتش توجه کن زیاد ناراحتش نکن چون دخترا زودی گریه میکنن و دلگیر میشن ولی پسرا صبرشون خوبه هر چند که سخت هم باشه تحمل میارن ولی برای پسرا که خواستگاری نمیاد معلومه که واسه دخترا خواستگاری میاد
اگه شماره ی همو دارین به هم دیگه روحیه بدین تا اینکه دعوا کنین یا قهر کنین یا ناراحت و غصه بیاد
رضا بهش محبت کن دوستش بدار هر چند که ازدواج کرده برای فاطمه سخته که کسی و که دوست داره اونم خودتی و سعید و دوست نداره البته ها
همچنین درک تفاهم نیاز به هم دیگر رو فراموش نکنید!!!
اینا رو میدونم که میگم
و کی حرف
ببخشید که میون دو نفر تون صحبت میکنم.

13 سال و 2 ماه و 11 روز و 17 ساعت و 36 دقيقه قبل
۩۞۩وحید۩۞۩

رضا اونجوری که فکر میکنی واسه فاطمه خوش نمیگذره تا وقتی با محبت رفتار کنی این طوری که میگم هست ، به این نمیگن بحث کردن ... به این میگن دوست داشتن دونفره که بلاتکلیف موندن!!البته
فاطمه: درد ..ناراحتی...غصه...گریه...بغض...دلتنگی...عشق... میدونم حالت و
ادامه بدید ولی به روش خوب نه همش جنگ و بحث و دعوا بین خودتون
به نظرم هر چند که اشتباه کردید یا نکردید
لامصب دل هست که وابسته شده دلبسته شده کسی و دوست داشته
سنگـــــــــ که نیست

13 سال و 2 ماه و 11 روز و 17 ساعت و 29 دقيقه قبل
fatemeh

مرسي خيلي قشنگ صحبت ميكني من هيچوقت نميخوام دعواكنم اما رضاي من يه مشكل كوچيك داره اونم زودرنج بودنشه من همين اخلاقشوهم دوست دارم يه كوچولو اخلاقش تلخ هست اما دلش مثل درياست رضارو من خوب شناختم
وضمنا بدون كه عشق من ورضا اينجاتموم نميشه
درمورد سعيد هم چشم همه ي سعيمو ميكنم وبايد كنم چون اون 4بار اومد خواستگاري من وواقعا دوستم داره خيلي پسر خوبيه ومهربونه اما وقتي دل جز رضا كس ديگه اي رو نميبينه چكار كنم؟؟
من ميرم سر زندگيم فقط قول بده هواي اقايي منو داشته باشي تنهاش نذار به دردودلاش گوش كن خواهش ميكنم

13 سال و 2 ماه و 11 روز و 16 ساعت و 56 دقيقه قبل
۩۞۩وحید۩۞۩

خواهش فاطمه جان!!! خوبه که دعوا یا قهر نمیکنی !!! اها اره دیگه این زودرنجی میتونه از دوست داشتن دوتاتون باشه که بهم وابسته و دلبسته شدین
عصبانیت و ناراحتی و زودرنجی پیش میاد عادی هست
ولی هیچ وقت به هم دیگه الفاظ بد نگید به هم دیگه محبت کنید
دیروز 7 سالمون بود رفتیم کلاس اول ابتدایی اب و بابا خوندیدم حالا از دوست داشتن سر اوردیم این به مرور زمون میشه دوره نوجوانی و جوانی خیلی حساسه مواظب خودتون باشید... اوه ها 4بار یعنی خیلی دوست داره خوبه ولی رضا هم خواستگاری ات اومده ؟؟؟؟
خب نگو که با کسی بودم مثلا همین رضا که میگی
به مرور زمان همه چی درست میشه و رضا هم ازدواج میکنه
تا وقتی که شماره ی هم دیگر رو داشته باشین که دارین و به هم دیگه اس بدید این چیزا زود خوب نمیشه زمان و فرصت میخواد
نه مستقیم نگو میرم سر زندگی ام به رضا هم توجه کن همزمان که به سعید توجه میکنی که میدونم به مرور زمان توجه میکنی
همین الان میگی میرم سر زندگی ام ولی باز دلت تنگ میشه و بغض میاد تو وجودت و دلت باز میخواد با رضا حرف بزنی چه تو دنبالر چه مسنجر یاهو چه تماس چه پیامک
هوا داشتنش که دارم مهم خودتی که دوتایی به همدیگه فرصت بدین تا اب از اسیاب بیفته و همه چی درست بشه باز میگم دل هست نه سنگ که فوری درمانش کرد رضا با فاطمه حرف بزن البته به طور صحیح نه قهر و دعوا
فاطمه تو هم با رضا حرف بزن به طور صحیح میدونم که با احساسات دخترونه ات ابزار علاقه میکنی
ولی پسرا زیاد اینجوری که فکر میکنی نیست البته هست گفتم به مرور زمان
به درد و دلاش خودش بخواد گوش میکنم اگه نخواد از دست منم کاری بر نمیاد جز خودت
دو تا هوای همو داشته باشین اهاااااااااااای

13 سال و 2 ماه و 11 روز و 16 ساعت و 40 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)