دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

عصری داداشم فرستادم بقالی یا همون سوپرمارکت رفت و با یه دوغ نصفه و قیافه ای نادم و عصبی برگشت و فرمود؛ بخدا عمدا نخوردم خیلی گرم بود تشنم شد یادم نبود نصف دوغ خوردم منم گفتم؛نوش جونت

1392/04/19 - 21:59 توسط موبایل در روزنوشت
7 ديدگاه
آفرینش

دوغ برا خودش خریده بود دوغ کوچک

13 سال و 4 ماه و 15 ساعت و 39 دقيقه قبل توسط موبایل
❤ ساده ❤

مثل داداش من که عصری یه بستنی خورده وقتی تمامش کرده یادش افتاده که روزست...

13 سال و 4 ماه و 15 ساعت و 35 دقيقه قبل
۩۞۩وحید۩۞۩

در هر صورت واسه خودش یا واسه خونه باشه گنجیشکی حساب میشه

13 سال و 4 ماه و 15 ساعت و 33 دقيقه قبل
آفرینش

به داداشت بگو داداشم سلام میرسونه
من که میگم روزش قبوله

13 سال و 4 ماه و 15 ساعت و 22 دقيقه قبل توسط موبایل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)