دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

فکر میکنیم ... که به داشتیم ... بخاطر شده ... امروز ... وقتی وارد اتاق مادرم شدم ... روی تخت کناری بود ... که خیلی شبیه که سال پیش فوت شده بود ... شبیه روزهای آخر ... همون روزهایی که از چشمهای ما شدنی نبود ... با دیدنش ... انگار یه زیادی از خوب و بد ... خاطرات وقتی که کنارمون بود ... تو جای گرفت ... با از اتاق بیرون ... # نفس کم آورده بود ... خیلی شدم ... یه که متوجه حال بدم شده بود اومد و پرسید ... " حالت خوبه عزیزم؟ " ... و من فقط تونستم بگم ... ... فقط داشتم زیر ... میشدم ... هنوزم است ... بعد سال ... هی ... " اُرکـــــــــــــــــیده "

1392/04/19 - 23:42 در روزنوشت
5 ديدگاه
✿ ارکیده آبی قرينِ آرشܓ✿

خیلی بود
همه یاد هاشو تو ذهنشون حک کردن
و چقدر خالیه
این روزها که بیشتر از
آغوش پر مهرشم
اشکـــــــــــــــ

13 سال و 4 ماه و 14 ساعت و 6 دقيقه قبل
✿ ارکیده آبی قرينِ آرشܓ✿

ممنونم پونه جان
خدا داغ عزیز برای هیچ کس نیاره

13 سال و 4 ماه و 13 ساعت و 55 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)