دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

[!] بچه بودیم..منو حسین و خواهرش نشسته بودیم کنار حوض با چکش بادوم میشکوندیم...این سمیرا خواهر حسین هی بهم بادوم میداد...منم هی با خنده جوابشو میدادم...یهو منم جو گرفتم و یه ماچش کردم...یهو دیدم یه چیزی محکم خورد تو سرم ..یه لحظه هیچ حرکتی نکردم...یهو دیدم خون رو صورتم راه میره...نگو این حسین غیرتی شد محکم با چکش زد تو سرم...تاحالا هم نشونش مونده تو سرم...آخه غیرت تو اون سن؟

1392/04/22 - 01:54
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)