جهت عضويت در Donbaler و دنبال کردنِ ۩۞۩وحید۩۞۩ تمايل داريد ؟!

دنبالر یک میکروبلاگ چند رسانهای است که کاربران آن میتوانند یک ارسال با طول 1000 کاراکتر بهمراه تصویر، ویدئو، لینک و فایل داشته و با دنبال کردن کاربرانِ شبکه، افکار و نظرات خود را با سایرین به اشتراک بگذارند. گروهها، کارمندان، همکاران و انجمنها با ایجاد یک گروه عمومی یا خصوصی قادر به ارتباط با یکدیگر و اطلاع رسانی بوده و به کمک تکنولوژی RSS میتوانند تازه ترینهای شبکه را پیگیری نمایند. دنبالر توسط هر وسیلهی متصل به اینترنت از جمله تلفن همراه دنبالپذیر بوده و امکان ارسال پست توسط پیامک (SMS) را دارا میباشد!
من به قدری از توله سگ میترسم که حد نداره ! یه بار روستا دنبالم کرد/ یعنی تا یک هفته تب و لرز کردم !
13 سال و 2 ماه و 7 روز و 11 ساعت و 25 دقيقه قبلخب شیطونه دیگه ترس نداره
، اون دلش میخواد باهات بازی کنه که دنبالت کرده
ولی فرار کردی اونم دنبالت اومده و ترسیدی 

13 سال و 2 ماه و 7 روز و 11 ساعت و 22 دقيقه قبلمن وقتی بچه بودم 7تا توله سگ دنبالم کردن..خیـــــــــــلــــــــــــــــــی بد بود..
13 سال و 2 ماه و 7 روز و 11 ساعت و 22 دقيقه قبلخب ترس داشت وحید
تازه مانتومم گاز گرفت و پاره شُـد 
13 سال و 2 ماه و 7 روز و 11 ساعت و 18 دقيقه قبلغزل
، خب باهاشون بازی میکردی... هر وقت توله سگی سگی اومد پیشتون یه چیزی بهش بدید که باهاتون بازی کنه و باهاتون دوست بشه مثلا یه تکه نونی چیزی وگرنه فرار کنی سگ یا توله سگ ها فکر میکنن باهاشون بازی میکنید 
13 سال و 2 ماه و 7 روز و 11 ساعت و 18 دقيقه قبلاهلی با وحشی فرق میکنه منظورم اهلی هست
آره بیشترش داره میدونم چی میگی اینجا هم دخترا یه سگی و ببینند د فرار
... خب دیواری نبود
یا درختی نبود که بالا میرفتی نیلو 

13 سال و 2 ماه و 7 روز و 11 ساعت و 15 دقيقه قبلنه نبود
/ رفتم پشت بابا قایم شدم ! 
13 سال و 2 ماه و 7 روز و 11 ساعت و 12 دقيقه قبلآخه اونا وحشی بودن..فکر کنید اون موقع 5 سالم بود..خیلی بد بود..نیلــــــو جان درکت میکنم..
13 سال و 2 ماه و 7 روز و 11 ساعت و 10 دقيقه قبلخوش بحالت نیلو من با دختر داییم بودم..اونم از من بدتر.. هیچی هم نبود..اونقدر دویدیم تا به یه خونه رسیدیم..
13 سال و 2 ماه و 7 روز و 11 ساعت و 9 دقيقه قبلنیلو:
خب یه جیغ
میزدی فرار میکردن
/
اره میدونم پس قضیه فرق میکنه غزل 
13 سال و 2 ماه و 7 روز و 11 ساعت و 8 دقيقه قبلاها وحشی
منم اونقدر فرار کردم تا به بابا رسیدم غزل
13 سال و 2 ماه و 7 روز و 11 ساعت و 7 دقيقه قبلجیغ ؟ به کسی نگـی ولی گریَـم گرفته بود وحیـد
/
13 سال و 2 ماه و 7 روز و 11 ساعت و 6 دقيقه قبلغزل تو که فرار میکردی دختر دایی ات فرار میکرد چه شود
/

دویدم و دویدم به بابام رسیدم 

گریه کردی اخ اخ 

13 سال و 2 ماه و 7 روز و 11 ساعت و 3 دقيقه قبلخدا قوت نیلو
آره! نه نمیگم
من که تا میتونستم گریه کردم..تازشم هیچ کدوم از اعضای خونوادم نفهمیدن..اون روز داشتم تعریف میکردم..همه گفتن واقعـــــــــــا..؟؟!!
13 سال و 2 ماه و 7 روز و 11 ساعت قبلحالا غزل 5 سالش بود ! من یک سال پیش ُ میگم !
هنوزم میترسم ! از توله سگ / سگ
/ گوسفند / .. 
13 سال و 2 ماه و 7 روز و 10 ساعت و 58 دقيقه قبلغصه نخور نیلو جونم..منم از هر موجود زنده ای میترسم..
13 سال و 2 ماه و 7 روز و 10 ساعت و 55 دقيقه قبل