دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

مثل خواب نازک گنجشک ها ویران شدم / خواب می دیدم که در باران پرستیدم تو را / باد چرخی زد، اتاقم پر شد و باران گرفت / چشم من روشن، تو را دیدم تو را دیدم، تو را ... !/ [حسین هدایتی]

1392/04/22 - 15:12 در بروبکس توییت
1 ديدگاه
✔ عـلـ[بابا]ــی

از تمام خشت های خانه پرسیدم تو را
پرسش پنهان من اما نفهمیدم تو را

باد بر شن های بعد از ظهر می کوبید و من
بر دهان دوره گرد باد کوبیدم تو را

خون من در پنجه هایم پیر شد تبخیر شد
تا خداوندانه از مرمر تراشیدم تو را

آسمان کوچک شد و افتاد پایین و شکست
آسمان اندوه من می شد که باریدم تو را


یک نفر فانوس چشمان مرا پایین کشید
باورت می شد که خوابم برد و نشنیدم تو را

باد بر شن ها زد و گنجشک ها ویران شدند
باد جور ترسناکی بود ترسیدم تو را

13 سال و 2 ماه و 6 روز و 18 ساعت و 27 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)