دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

حيف _ من كه آرامشم , آغوش تو بود... ديوانگي هايم را عطر تو فروكش ميكرد... قرارمان را چه زود / به پاي كلاغان بستي...

1392/04/26 - 22:30 در اشعار فارسی
1 ديدگاه
༒༒ ᗩᗰ!R ᗷahador ༒༒

حيف _ من كه
آرامشم , آغوش تو بود...
ديوانگي هايم را
عطر تو فروكش ميكرد...
قرارمان را چه زود
به پاي كلاغان بستي...
پس كو؟؟
تو شيرينم باشي
و من تيشه ها از ياد ببرم...
تو ليلاي من باشي و
من مجنون عطر تو و
آواره آغوش تو باشم...
ولي تو چه كردي؟؟
آغوشي ديگر هواييت كرد...
راستش را بگو..
وعده هايش رنگين تر
از آغوش من بود؟؟

ميداني
آرامش تو در آغوش ديگري
كم از ريختن خون من نيست...
خيانت , خيانت است ديگر...
چه آغوش ديگري باشد...
چه خنجري كه سالهاست
از پشت مي خورم....

13 سال و 2 ماه و 3 روز و 17 ساعت و 21 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)