دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

@OoOoaLi(Hi-bYE)oOoO برگی از خاطرات الی می خواستیم بریم عروسی یکی از دوستان داشتم جلوی آینه خودمو صافو صوف میکردم که مامانم اومده میگه: اونقد به خودت نرسیه وقت عروس تورو با دوماد اشتباه میگیره اونوقت من بدبخت میشم عروسو کجای دلم بذارم هاااااااان صدای بچه هاتو چیکار کنم مادر زنتو به چی حواله بدم حتما بعدش می خوای بیای اینجا با ما زندگی کنی؟ خرجتو از کجا بیارم اخه بابات باید چه قدر کار کنه اصلا تو غلط میکنی می خوای بری عروسی بیا برو بتمرگ پای کامپیوترت - - - الی در حال ب تحلیل رفتن

1392/04/28 - 01:09

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)