دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

دروغ‌گو لباس اَلوون می‌پوشه‌. دروغ‌گو ژنده‌پوشه‌. ...

1392/04/29 - 11:50 در یغما گلرویی
2 ديدگاه
آناهیتا

دروغ‌گو لباس اَلوون می‌پوشه‌.
دروغ‌گو ژنده‌پوشه‌.
چه بالباس‌،
چه بی‌لباس‌
دروغ‌گو، دروغ‌گوس‌.
اون با دروغاش زنده‌گی می‌کنه و
می‌میره تو دنیایی‌
که از دروغاش ساخته .

اونایی که سنگ قبر می‌تراشن‌
نونشونو از نوشتن دروغ
رو سنگ دروغ‌گوها درمیارن‌.

دروغ‌گو زُل می‌زنه تو چشم دیگرون و
بهشون دروغ می‌گه‌.
دروغ می‌گه به زن‌،
به مرد،
به بچه‌،
به رفیق و
به هر چی احمقه‌...


دروغ‌گوی کهنه‌کاری که
سال‌هاس می‌شناسیمش‌.
به مردم دروغ می‌گه‌،
خونشونو می‌دوشه و سر می‌کشه
با یه لب‌خند رو لباش‌.
دروغ‌گوی کهنه‌کاری که
سال‌هاس می‌شناسیمش‌.

روراسته مث پای عقب یه سگ‌،
عینهو دربازکن‌...
به سفیدی دست یه گربه‌ی سیاه‌
تو نصفه شب‌.

زبونمون بندِ دروغ‌گویی که‌
به مردم دروغ می‌گه و
همیشه حرفامون با این جمله تموم می‌شه که‌:
گورِ باباش‌!
این جمله‌س که مث چکش کوبنده‌س‌.
به سختی خواب خیابون‌خوابا و
پیاده‌نظامای بدبخت‌.
مث لهجه‌ی آدمی که مُخش تعطیله‌.

دروغ‌گوها پُشت درای بسته جلسه کردن و
به هم‌دیگه گفتن‌:
حالا وقت جنگه‌!
اونا جنگ راه انداختن و به مردم گفتن‌:
راه بیفتین‌!
دورِ میزاشون نشستن و
بدون پرسیدن از مردم جنگ راه انداختن‌.
تفنگا میلیون میلیون آدمو فرستادن غرب و
هفت میلیون نفرو از دنیا خط زدن‌.
هفت میلیون آفتاب‌گردون از ریشه در اومدن‌
چون دروغ‌گوها دور یه میز نشستن و
جنگ راه انداختن‌.
از راه سلاخی و
تَل استخونای پاک شده از گوشت‌
با جمجمه‌هایی که از جُکِ جنگ می‌خندن و
عربده می‌زنن‌:
بیایین برگردیم خونه‌!
بیایین دوباره دنیا رُ تکون بدیم و
مننظر بمونیم واسه مکیده شدن‌...

می‌شنوم که مردم به هم می‌گن‌:
بذار مردای قوی آماده بشن‌!
بذار تماشا کنن‌!
بذار با مُچ و مُخشون‌
نقطه بذارن ته قصه‌ی دروغ‌گو!
دروغ‌گویی که می‌خواد
دوباره درِ اتاقو باز کنه و بگه‌:
برین به جنگ‌!

مردمایی رَم می‌شنوم که می‌گن‌:
چشمتون به فردا باشه و
ساعتی که‌
میلیون میلیون آدمو نفله می‌کنه‌
تو لحظه‌یی که دروغ‌گو بگه وقت جنگه‌!

گورِ بابای تموم دروغ‌گوها!
دروغ‌گوهایی که به مردم دروغ می‌گن‌...

13 سال و 2 ماه و 4 روز و 3 ساعت و 19 دقيقه قبل
آناهیتا

کارل سندبرگ
مترجم:یغما گلرویی

کتاب خدا در لباس کارگری

13 سال و 2 ماه و 4 روز و 3 ساعت و 19 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)