دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

@♪★☂sadaf_daryayi☂★♪ شب های بلند.... تکرار های همیشه..... پیش رو، دفتر خاک خورده حافظی است که در تمنای فالی فاتحه میخواند. انتظار دیدنت را زنده میدارند و در انتهای این قصه ی یلدایی، که میداند؟! تمام فصل بی برگی به یادت سبز میماندم

1392/04/30 - 13:18
3 ديدگاه
مرد بارانی..

ساقه به زیر باد و باران رفتن

و پا به پا شدن زیر

آن همه خیسی.....

در کارنامه ی من و تو به کرات ثبت شده است

خوب فکر کن

باشیم و در آن سرمای بی احساس

دست هایم میان دست های تو نمی لرزید

انگار آنوقت تمام چاله های آب منتظر قدم های من و تو بودند

و تمام چاله آبهای منتظر هم سهم من میشد

یادت هست؟

13 سال و 1 ماه و 29 روز و 22 ساعت و 39 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)