دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

babak
babak
babijoun

دختر: خفه شو بي شعور ديگه بامن حرف نزن پسر: چرا من كه كاري نكردم ... دختر: اون دخدره كه داشت رد ميشد خيلي جذاب بود نه؟ پسر: من اصن نگاش نكردم به جون تو.. . دختر: از اينا خوشت مياد چرا با من دوست شدي؟ خوشگل بود نه؟ ... پسر: نه بابا خيلي هم معمولي بود، قده متوسط, هيكل استخوني ، روژه لبه صورتي ، رنگه ناخوناشم كه بنفش بود ، با مانتوئه زرد ، شبيه رنگين كمون بود ... دختر: فقط سايزه س و ت ي ن شو فك كنم نمي دوني.. برو ديگه سمته من نيا عوضي ... پسر: اي بابا من كه ... من عاخه ...!! راستي چقدر لاغر شدي... دختر: واقعن عزيزم؟ پسر: خيلي هم خوشگل شدي... دختر: آره همه مي گن عزيزم.... پسر: ببخشيد به اون دخدره نگاه كردم دختر: قربونت برم الهي، من بهت اعتماددارم.... راست گفتي لاغرشدم؟...(ستاد مبارزه با حوادث یهویی)

1392/04/30 - 17:26
19 ديدگاه
SepehrMosMos

یادم باشه در مواردی که گند میزنم از این دستورالعمل استفاده کنم

13 سال و 3 ماه و 19 روز و 22 ساعت و 45 دقيقه قبل
babak

یلدا ب مصیبتیک سرتون میاد میخندید
سپهر بدجوری جواب میده

13 سال و 3 ماه و 19 روز و 22 ساعت و 41 دقيقه قبل
babak

#•♥✿ lvf ✿♥• پاشو بخند اینطوری همه لباسات خاکی میشه ها قل میخوری رو زمین

13 سال و 3 ماه و 19 روز و 22 ساعت و 40 دقيقه قبل
علی

بابا اشتباهه..باید بگید برو بابی

13 سال و 3 ماه و 19 روز و 14 ساعت و 47 دقيقه قبل توسط موبایل

بازنشر

(2 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)