دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

یک روزی که خوشحال تر بودم ...

1392/04/30 - 22:17 در هیچ...کده
1 ديدگاه
✔کتــ☾ــے ...

نذر کرده ام

یک روزی که خوشحال تر بودم

بیایم و بنویسم که

زندگی را باید با لذت خورد

که ضربه های روی سر را باید آرام بوسید

و بعد لبخند زد و دوباره با شوق راه افتاد .

یک روزی که خوشحال تر بودم

می آیم و می نویسم که

" این نیز بگذرد "

مثل همیشه که همه چیز گذشته است و

آب از آسیاب و طبل طوفان از نوا افتاده است.

یک روزی که خوشحال تر بودم

یک نقاشی از پاییز میگذارم ،

که یادم بیاید زمستان تنها فصل زندگی نیست

زندگی پاییز هم می شود ،

رنگارنگ ، از همه رنگ ، بخر و ببر!

یک روزی که خوشحال تر بودم

نذرم را ادا می کنم

تا روزهایی مثل حالا

که خستگی و ناتوانی

لای دست و پایم پیچیده است

بخوانمشان و یادم بیاید که

هیچ بهار و پاییزی بی زمستان مزه نمی دهد

و هیچ آسیاب آرامی بی طوفان.



مهدی اخون ثالث

13 سال و 2 ماه و 1 روز و 16 ساعت و 10 دقيقه قبل
دیدگاه غیرفعال شده است.

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)