دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

میکنم ی بار دوستم داشت تهنایی سیب زمینی میخورد منم ی دفه از پشت زدم تو کمرش بیچاره پرید تو گلوش حالا اون داشت سرفه میکرد منم داشتم سیب زمینیاشو میخوردمبنده خدا تا نیم ساعت هی سرفه میکردو ب من چشم غره میرفت منم هی میخندیم بهشو میگفتم تا تو باشی تنها تنها چیزی نخوری

1392/04/30 - 23:48 در اعترافگاه
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)