دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

دیالوگ سریال دودکش صحنه ای که ماشینو برده بودن پارکینگ .. (بهروز و نگهبان {آقای خیلی } )

1392/04/31 - 03:06 در دیالوگ‌های ماندگار
2 ديدگاه
dina.behdad.)zAhRaⓐⓛⓞⓝⓔ)

آقای خیلی: دلت خوشه ها لطف کردن به من گفتن اینجا بمون ها دلشون میخواد الان جای من باشن ..
بهروز: بعد تو الان خیلی خوشحالی وسط این همه ماشین کار میکنی ؟
آقای خیلی : نه ولی هم بد نیست
بهروز: یه کاری میتونی برا من انجام بدی ؟
آقای خیلی : اگه سخت نباشه
بهروز : نه سخت نیست ، بذاری ماشینو ببرم
آقای خیلی : هه سخته
بهروز: ببین من این ماشینو میبرم فردا باهاش کارامو انجام میدم هرچی جریمه و کار داره پرداخت میکنم بعد قبضشو میارم میدم به تو بعد همون موقع که دارم میبرم بگو همین الان برد
آقای خیلی: ها هستن که ماشیناشون وقته اینجاست آخه خیلی جریمه شدن
بهروز: من دستم تنگه
آقای خیلی : آخه اونا هم دستشون تنگه ،منم شرمندتم ، منم کاری ای نیستم ،#خیلی دستم بستس
بهروز : تو فکر نمیکنی خیلی از کلمه ی اسنفاده میکنی ؟
آقای خیلی : یه زمانی کم از استفاده میکردم آخه چیزی برا گفتن نداشتم ، هم میدوییدما
بعد که نشستم فکر کردم دیدم این اصلا برا من نیست بعد برا این که عقده ای نشم دیگ خودم همش میگفتم
دیگ از اونجا به بعد هم این خیلی افتاد تو دهن ما و شد تیکه کلاممون ..
صرفا جهت اطلاع اینو خودم تایپ کردم

13 سال و 2 ماه و 3 روز و 7 ساعت و 28 دقيقه قبل
دیدگاه غیرفعال شده است.

بازنشر

(6 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)