دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

...

1392/04/31 - 12:24 در میکده
1 ديدگاه
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁

بی تو طوفانزده دشت جنونم،
صیدافتاده به خونم
تو چنان می گذری غافل از اندوه درونم؟
بی من از کوچه گذر کردی و رفتی
بی من از شهر سفر کردی و رفتی
قطره ای اشک درخشید به چشمان سیاهم
تا خم کوچه بدنبال تولغزید نگاهم
تو ندیدی........
نگهت هیچ نیفتاد به راهی که گذشتی
چون در خانه ببستم ،
دگر از پای نشستم
گوئیا زلزله آمد ،
گوئیا خانه فروریخت سر من
بی تو من در همه شهر غریبم
بی تو ،کس نشنود از این دل بشکسته صدائی
برنخیزد دگر از مرغک پر بسته نوائی
تو همه شعر و سرودی، تو همه بود و نبودی
چه گریزی زبر من؟
که زکویت نگریزم
گر بمیرم زغم دل ،
با تو هرگزنستیزم
من و یک لحظه جدایی؟
نتوانم ، نتوانم
بی تو من زنده نمانم

(هما میر افشار)

13 سال و 1 ماه و 29 روز و 23 ساعت و 39 دقيقه قبل
دیدگاه غیرفعال شده است.

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)