بابا لنگ دراز عزیز .. / سلام امشب دلشوره دارم....بازم فکرم درگیره...مث ادمهایی ک بین دوراهی هستن...راستش نمیدونم بگم یانه ....دلم از همه چیز گرفته تنها دلیل ارامشم حرف زدن با مهربونمه.....قوی باید باشم میدونم نصیحت نکن بزار نق نق هاموبزنم موندنش تودلم اذیتم میکنه....ناراحتت میکنم میدونم امابزاربگم از شب از روز ازدلتنگی درهم برهم........بزار حرفاموبگم ......اینجوری ارامش میگیرم.........نوشتن ودوس دارم انقد ک حرف زدن یادم رفته.....بابا لنگ دراز عریزم..........میشه من بازم براتون بنویسم........از همه چیز بگم؟راستش زندگی بدون کسی ب اسم بابا خیلی سخته انگار پشتت خالی میشه ..........انگار دستم از ستارع های اسمون خالی تواسمون هم تنهام چ برسه زمین..............سرتودرداوردم ببخش ....دوستدار تو کتی....
1392/05/01 - 00:41 در
برای بابا لنگ دراز