دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

مادر! واسه‌ توآواز می‌خونم‌...

1392/05/01 - 18:57 در یغما گلرویی
3 ديدگاه
آناهیتا

مادر! واسه‌ توآواز می‌خونم‌...
من‌ تو جادّه‌های‌ پُر غُبار آواز می‌خونم‌
تو پیاده‌روهای‌ کثیف‌،
واسه‌ در آوردن‌ِ اشک‌ِ مَردای‌ بی‌رحم‌ِ جنگل‌...
تو راه‌آهن‌ آواز خوندم‌،
تو اُتاقایی‌ با کاغذدیواریای‌ آبی‌ُ
واسه‌ کسایی‌ که‌ دوسِشون‌ داشتم‌...
ولی‌، مادر! حالا می‌خوام‌ تنها واسه‌ تو بخونم‌!
بذار بِهِت‌ بگم‌
هیچ‌وقت‌ خاطره‌ی‌ چیزای‌ قشنگی‌ که‌ می‌گفتی‌ُ
کارای‌ خوبی‌ که‌ می‌کردی‌ یادم‌ نرفته‌!
حالا بزرگ‌ شُدم‌ُ این‌ آوازُ واسه‌ تو می‌خونم‌!
شاید بگی‌ دوس‌ داری‌ کنارت‌ باشم‌ُ تو زمستون‌ کمکت‌ کنم‌
ولی‌ خودت‌ خوب‌ می‌دونی‌ُ
با یه‌ لب‌ْخند اعتراف‌ می‌کنی‌
پسرت‌ بَلَد نیس‌ یه‌ جا بند بشه‌!
هنوز حرفایی‌ واسه‌ گفتن‌ هست‌...
مادر!
من‌ این‌ آوازُ واسه‌ تو می‌خونم‌

13 سال و 1 ماه و 28 روز و 17 ساعت و 34 دقيقه قبل
آناهیتا

شِل‌ سیلوراستاین
مترجم:یغما گلرویی
کتاب:دو فنجون قهوه، دو نخ سیگار

13 سال و 1 ماه و 28 روز و 17 ساعت و 33 دقيقه قبل

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)