دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

گفتى مثل يه کوه پشت سرتم، بهم تکيه کن تکيه کردم اما افتادم، آخه فقط غبار بودى! گفتى زمين زير پاتم، محکم قدم بردار محکم برداشتم، اما خوردم زمين، آخه تو يخ بودى! گفتى چترتم، برو زير بارون رفتم، اما خيس شدم؛ آخه تو بسته بودى! گفتى خودکارتم، بنويس هرچه دل تنگ ات ميخواهد..... نوشتم، اما ننوشت؛ آخه تو تموم شده بودى! گفتى سنگ صبورتم، باهام حرف بزن حرف زدم؛ اما خورد شدم، آخه تو کلوخ بودى! گفتى جاسوييچيتم، کليدت رو بده به من دادم، اما خسته شدم؛ آخه تو دلم رو واسه همه باز کردى! گفتى قاب عکستم، عکست رو بده من دادم، اما شکست؛ آخه وقتى قاب افتاد شکست زير عکسم عکس يکى ديگه بود! گفتى رفيقتم، بزن قدش زدم، اما تو محو شدى؛ آخه تو حباب بودى! حالا من ميگم: هى رفيق پاشو از خواب! سرتو از رو شونم بردار..... چيه ؟ فکر کردى خواستم با بهم زدن خوابت تلافى کنم.....؟ نه!!!!! خواستم بگم رسيديم ته خط! کل مسير خواب بودى.....

1392/05/02 - 02:31 در بنویـــس . . .

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)