دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

داستان تبر!! هیزم شکن صبح که از خواب بیدار شد، دید تبرش ناپدید شده. شک کرد شاید همسایه اش آن را دزدیده باشد؛ برای همین تمام روز او را زیر نظر گرفت. متوجه شد همسایه اش در دزدی مهارت دارد؛ مثل یک دزد راه می رود؛ مثل دزدی که می خواهد چیزی را پنهان کند پچ پچ می کند. آنقدر از شکش مطمئن شد که تصمیم گرفت به خانه برگردد تا پس از عوض کردن لباس، نزد قاضی برود. اما همین که وارد خانه شد تبرش را پیدا کرد؛ زنش آن را جا به جا کرده بود. مرد از خانه بیرون رفت و دوباره همسایه را زیر نظر گرفت و دریافت که چقدر او آدم شریفی است؛ مثل یک آدم شریف راه می رود؛ حرف می زند و مثل یک آدم شریف رفتار می کند.

1392/05/05 - 15:59
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)