دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

دو تا رفیق بودن یکیشون فراری میشه دوماه میره خونه رفیقش میمونه.بعد دوماه میره سرمحل یه دخترخوشگل رد میشه بهش تیکه میندازه...یکی بهش میگه باباخواهر رفیقت بود که دوماه خونشون خوابیدی... میره جلودرخونه رفیقش که رفیقش داشته عرق میخورده میگه شرمنده رفیق من خواهرتو نمی شناختم بهش تیکه انداختم...رفیقش میگه: به سلامتی رفیقی که دوماه تو خونم بود خواهرمو نشناخت...

1392/05/06 - 13:30
بدون دیدگاه

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)