دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

از عشق گفتی عشقی که مقدمه دوست داشتن بود از غروب گفتی غروبی که با بودنت تمام می شد و از شب گفتی شبی که امتدادش تا نهایت گریه بود به تو گفته بودم همیشه باید دیواری بین من و تو باشد نمی دانم! چطور شد که ان دیوار شکست و بغض من و شانه هایت و امروز دلگیرتر از همیشه است تو را احساس می کنم و غروب برای کسی که عشق را می خواند دلگیر است و شب! برای کسی که خمار است و جرعه ای می در جام و سبوسش نیست

1392/05/07 - 00:44
1 ديدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)