دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بچه که بودیم تا میومد به دست میرفتیم تو حیاط یا کوچه مامانم برا اینکه بیایم خونه میگفت بیا چترتو بزار نرو زیر بارون که میترسه بند میادمام از اینکه بارون بره و دیگه نیاد چترامونو جمع میکردیم و میدویدیم تو خونهملت بارون ندیده به ما میگن

1392/05/07 - 03:36 توسط موبایل در خاطرات
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)