دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بابابزرگم هشتاد سالشه همیشه اصرار می کنه که بذارید من از خونه تنهایی برم بیرون مگه زندانی گرفتید؟ می خوام برم نون و روزنامه اینا بگیرم… یه روز بعد از کلی اصرار گفتیم باشه برو ولی مواظب باش… رفته نونوایی محل به همه ی اونایی که تو صف بودن گفته عجب روزگاری شده پنج تا دختر دارم پنج تا پسر تو این سن و سال من ِ پیرمرد باید بیام تو صف وایسم نون اونارم من بگیرم

1392/05/08 - 16:18 در فک ُ فامیله داریم

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)