دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

1392/05/08 - 17:57 در دلتنگی...
19 ديدگاه
میلاد

نمیدونم چرا حس میکنم zohhre اینطوری بوده

13 سال و 1 ماه و 22 روز و 19 ساعت و 20 دقيقه قبل
میلاد

من تو دانشگاه یه روز بود امتحان داشتیم
اصلا هم خوب نخونده بودم ..
اینقدر برف اومد راه بزرگراه بسته شد ، دانشگاه ما و امتحانانش تعطیل شد
یه جورایی امداد بود

13 سال و 1 ماه و 22 روز و 19 ساعت و 12 دقيقه قبل
baro0n

ميلاد
خواهش ميكنم عزيزم قابلي نداشت

13 سال و 1 ماه و 22 روز و 19 ساعت و 7 دقيقه قبل
مطهره ورژن ِ پسرونه : )

این خیییییییللییییی باحال بود
کتی جون ما به دونشم راضی بودیم... میرسی.

13 سال و 1 ماه و 22 روز و 19 ساعت قبل
ترنج (دردست باد)

بارون :بغل
برعکس من از اون بچه های دانش آموز آزار بودم. حتی تو دوران دانشجویی وقتی پرنده پر نمیزد تو دانشکده استادو میکشوندم سرکلاس واستاد هم همه رو غیبت میزد :ریلکس

این شکلکها باز نمیاد چرا :حرص

13 سال و 1 ماه و 22 روز و 18 ساعت و 53 دقيقه قبل
ترنج (دردست باد)

بارون

میلاد این قضیه کلی تو امتحانا کمک کرد بهم :ریلکس سر امتحان کرم استاد از دو جلسه اول که مقدمات درس بود و اصلا اهمیت نداشت و مثل آب خوردن بود سوال داد:ریلکس
بچه ها هم فک کرده بودن مهم نیس اصلا نخونده بودن:ریلکس
کرم و نخونده 15 شدم:ریلکس

انقد حال داد:احساسی

مرسی کتی جان

13 سال و 1 ماه و 22 روز و 18 ساعت و 12 دقيقه قبل
دیدگاه غیرفعال شده است.

بازنشر

(4 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)