دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

قصه از آنجا شروع شد که... خیلی عصبانی بود،گفت:اگه دوسم داری ثابت کن گفتم : چجوری؟؟؟ تیغ رو برداشت و گفت :رگتو بزن گفتم:مرگ و زندگی دست خداست!!! گفت پس دوسم نداری... تیغو برداشتمو رگمو زدم... وقتی که داشتم جلو چشماش جون میدادم آروم زیر لب گفت:اگه دوسم داشتی تنهام نمیذاشتی....

1392/05/08 - 19:21 در دوره

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)